تبليغاتX
یک زندگی تازه
تنها چیزی که توی خریدای  Weddingمون ما رو اذیت نکرد همین مبلمان بود. خدا اون آقای فروشنده رو خیر بده . هر قولی ( Oath)  که داده بود واقعاً عملیش کرد

با اینکه کلاً خاطره خوبی از سفارش مبل نداشتیم ولی این بار خدا جونی کلی کمکمون کرد تا من ازشدت استرس  و انتظار   از پا نیفتم. آخه نه اینکه من خیلی دلیرم( Gallant ).

 درس پنجم:

 
Tradition رسم - عرف   Assemble جمع شدن - مونتاژ کردن
Rural روستایی   Explore بررسی کردن
Burden بار سنگین - فشار   Topic موضوع
Campus محوطه دانشگاه   Debate مناظره
Majority اکثریت   Evade طفره رفتن

 وجدان (مهربون!!!!!) اومد و رفت زیاد اذیتم نکرد آخه از لغاتی که یادم داده دارم استفاده می کنم.

*******************************************************************************

پ.ن : از همه دوست جونی های گلم بابت همه خوبی هاشون یک دنیا ممنونم. در قسمت نظرات پست قبل تمامی قلیهای مهربون رو پاسخ دادم . باز هم از قلبهای مهربونتون سپاسگزارم

مبلمان

   

+ نوشته شده در  88/03/16ساعت   توسط   | 

چند هفته ای مونده به مراسم عروسی مامان و بابای گلم رو مجبور کردم که بیان و بریم برای انتخاب آئینه شمعدون دیگه وقت نداریم   آخه این آقای شوشو یکسره کار داشتند و امروز و فردا می کردند. منم که داشتم از استرس می ترکیدم

 از اونجایی که توی اولین مغازه یکی از آئین شمعدونها به دلم نشست رسماْ بقیه مغازه ها رو الکی رفتیم و به خاطر همین  روی همشون یه ایرادی بی دلیل می ذاشتم.

مامان و بابا که از اول ۲زاریشون افتاد گفتند مثل اینکه فایده ای نداره همون رو که پسندیدی رو به آقای همسر گل بگو  ببین نظرش چیه. چند روز بعد با کلی ذوق و آب و تاب شوشوی گلم رو از سر کارش  دزدیدم و بردمش تا نظرش رو بگه. از اونجایی که با هم تفاهم داریم اونهم قبول کرد

نمی دونم بخت و آئینه و  . . . چه ربطی به هم داره   مامان و بابای شوشوی گلم تا ۱ هفته بعد از عروسیمون هم اجازه نمی دادند اون رو ببریم خونه خودمون . هرچی می گفتیم به خدا مواظبیم. یه کارگر می گیریم  خیالتون راحت باشه. بنده خداها می ترسیدن.  

تا اینکه یه روز آقای شوشو اراده کرد و خودش با ماشین خودمون رفت و  بالاخره آئینه ناز نازی رو آورد خونه. ولی توی اون یه هفته جای آئینه ناز نازی تو خونه عروس و دوماد خیلی خالی بود

خوب حالا بعد از قصه آئینه ناز نازی می ریم سراغ درس شیرین زبان . درس چهارم:

Vapor بخار - مه   Theory نظریه
Eliminate برطرف کردن   Descend فرود آمدن
Villain مجرم   Circulate دور زدن
Dense انبوه   Enormous بزرگ
Utilize به کار بردن   Predict پیش بینی کردن
Humid مرطوب   Vanish ناپدید شدن

 فرار فرار وجدان خان اومدن

آهای دختر تنبل تا حالا کجا بودی؟ آهای آهای  . . .  

 

آئینه و شمعدون

 

+ نوشته شده در  88/03/11ساعت   توسط   | 

همیشه از اینکه اکثر اونهایی که می شناختم کارتهای عروسی که به دستشون می رسید رو دور می ریختند  ناراحت می شدم. نمی دونم چرا شاید خیلی هم مهم نباشه ولی برای من مهمه

تا حالا هم همه کارتهای عروسی فامیل و دوست وغریب رو نگه داشتم.  یعنی یه جورایی دیگه کلکسیون کارت عروسی دارم حتی کارت عروسی مامان وبابام رو هم از مامان بزرگ جونیم گرفتم و دارم

تصمیم داشتم نوبت خودم که شد یک کارتی باشه که کسی دلش نیاد دور بریزه. این شد که با شوشوی مهربونم تصمیم گرفتیم عکسمون رو توی کارت بذاریم

به نظر خودم که خیلی بامزه شد. بعداً هم که آمار گرفتم دیدم کارتمون رو توی آلبوماشون گذاشتن. چه خوب.دستشون درد نکنه  فکر کنم موفق شدم

 از هر چه بگذریم سخن زبان اونهم از نوع ۵۰۴ ایش خوش تر است.

typical عادی - خاص   blend مخلوط کردن
minimum حداقل   visible قابل روئیت
scarce کمیاب   expensive گران
annual سالانه   talent استعداد
persuade راضی کردن   devise تدبیر کردن - ابداع کردن
essential ضروری   wholesale عمده فروشی

وجدان من ()  :  آهای خانوم تنبله می دونی فقط ۴۶۸ تا لغت دیگه مونده که یاد بگیری. تازه از این به بعد تو وبلاگت باید از لغتهایی که یاد گرفتی استفاده کنی تا یه روزی کل وبلاگت رو انگلیسی بنویسی. قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.ok?

+ نوشته شده در  88/03/03ساعت   توسط   | 

بالاخره بعد از کلی انتظار آقای آتلیه ای پنجشنبه تماس گرفت و گفت برای تائیدیه نهایی عکسها بریم پیشش. بهمون قول داده چهارشنبه این هفته همه چی رو تحویل میده.

خدا رو شکر عکسا خوب شدن و مخصوصاً آلبوم ایتالیایی.ولی هر چی بهش گفتیم فیلممون رو یه خورده هم نشونمون نداد. گفت اون دیگه سوپرایزتونه

من که همین طوریش دلم واسه چهارشنبه ها غش می کنه وای که دیگه قول عکس و فیلمامون رو برای همون روز داده. خدایا این هفته به خیر و خوشی تند تندی بگذره و چهارشنبه بیاد

خوب دختر خوب کتاب ۵۰۴ رو باز کن درس دوم:

corpse جسد   peril خطر
conceal پنهان کردن   recline دراز کشیدن
dismal ابری . گرفته . بسیار بد   shreik جیغ
frigid بسیار خنک   sinister هولناک
inhabit اقامت کردن   tempt وسوسه کردن
numb بی حس   wager شرط (بندی )

ولی خداییش این درس دوم عجب درس ترسناکیه ها

پ.ن ۱ : همه دوست جونی های گلم بابت پیغامهای قشنگنتون یک دنیا ممنونم .

 

+ نوشته شده در  88/03/02ساعت   توسط   |