از تقریباً دو هفته پیش  (۱۶/۶/۹۲) که با فامیلها رفتیم باغ بابا جون، مامان دست درد شدیدی کرده  دکتر هم بهش گفته باید تا زمانی که من دنیا بیام، تحمل کنه. همش هم می ترسه این درد براش بمونه و نتونه من رو بغل کنه. خدا جونی کمک کن دست مامانم خوب بشه

خاله برفی دیروز (۳۰/۶/۹۲) دفاعیش بود، که خوب خوب برگزار شده . هورا. ،آفرین خاله برفی شب قبلش هم با دوست خیلی خوبش اومدن خونه ما و برای من یک لباس بادی جوجویی با یک کلاه بامزه آوردن. بعدش هم خاله برفی اسم من رو با همون وسیله هایی که برای پروژش بود برش داده بود و به در اتاقم زد. مرسی خاله جون  این هم عکس در اتاقم:

+ نوشته شده در  92/06/31ساعت   توسط مامان - بابا  | 

 BabyFruit Ticker

+ نوشته شده در  92/06/13ساعت   توسط مامان - بابا  |