چهارشنبه 9 اردیبهشت مامان نرفت شرکت و با مامانی و خاله سپید رفتیم باغ. ایر.انی، خیلی خیلی بهمون خوش گذشت

پنجشنبه 10 اردیبهشت، خاله سپید اومد خونمون و شبش با هم رفتیم اولین کن.سرت خانواده و کودک، با عمو فیت.یله و ...

فرداش با دایی جونم که همون همسر خاله سپیدم هست همگی رفتیم باغ بابایی و کلی بازی کردم، شبش هم رفتیم پارک گفت.گو و اونجا یک عالمه دوست پیدا کردم

شنبه هم که روز پد.ر بود رفتیم خونه بابایی و آب بازی و هدیه و خرید و ...

خدا رو شکر برای همه چی

حرفهای جدیدم:

لیانا کجا بریم؟  دَدَ

چی کار کنیم؟ با یـــــی

چی بخوریم؟ مَمَن

وقتی که شیر می خوام میرم بغل مامانم و می گفتم "میمی" اگه مامان قبول نکنه حسابی صورتش رو بوس می کنم

عاشق هندونه و خیارم. هر دو تاشون کماکان اسمش رو نبرن

به دایی تا چند وقت پیش می گفتم " داوو" اما رسماً الان می گم "دایی"

از رقصیدنم نه تنها مامان و بابا و بقیه خوششون می یاد، بلکه کسان دیگری که می بینن فکر می کنن من جایی آموزش دیدم. خیلی تو حس میرم و لب خونی هم می کنم

 

+ نوشته شده در  ۹۴/۰۲/۱۳ساعت   توسط مامان - بابا  | 

از 27 اسفند مامان دیگه سر کار نرفت ولی دلش غصه داشت آخه جده بزرگ مامان به رحمت خدا رفت، خیلی خیلی مهربون بود، خدا رحمتش کنه

سال تحویل من خواب بودم ، اما مامان و بابا به زور من رو بیدار کردن و لباس تنم کردن، هر چند من همکاری نکردم و گریه کردم

صبح  روز اول عید هم با خاله مامان رفتیم یزد، خیلی خوش گذشت و من کلی کیف می کردم ولی شبی که برگشتیم، تب کردم و مریض شدم و هفته دوم نزاشتم مامان بره سرکار

کارهای جدیدم:

عاشق تخم مرغم و بهش میگم: توقونو

هر شخصی رو ازم می پرسن کجاست؟ با دست نشون میدم و میگم اونـــــــا

هر چی ازم می پرسن دوست داری؟ با حالت ناز و ادا میگم نـــــــه

از هر کی دلخور شم، سریع به نفر بغل دستیش شکایت می کنم، این قضیه می تونه تا n  دفعه تکرار شه و توی یک لوپ بیفته

یک دفعه و بدون مقدمه میپرم بغل مامان و بابا و هی بوسشون می کنم  

به شدت عاشق آهنگ گل به سر عروس هستم و مامان و بابا هم مجبورن تمام مدت به این آهنگ رو گوش کنن و باید همکاری هم کنن 

یاد گرفتم بگم  " ای بابا " و خیلی هم جالب بیانش می کنم 

در جواب اینکه ماهی چی میگه ، دهنم رو بی صدا باز و بساه می کنم 

کلی هم به زبان چینی و ژاپونی تند تند سخنرانی می کنم

+ نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۱۵ساعت   توسط مامان - بابا  |